مباحث كلامي(امامت)
با اينکه تعيين امامت با خداست؛ چرا اميرالمومنين علي عليه السلام در شوراي منتخب شرکت کرده و خليفه آن را پذيرفتند؟
جواب:
اوّلاً، به روال عادي و ظاهري احتمال داشت كه شورا به امامت علي (عليهالسلام) گردن نهد. از اين جهت بر امام علي (عليهالسلام) لازم بود كه به اين احتمال، ترتيب اثر دهد و در شورا شركت كند؛ زيرا اگر شركت نميكرد تحليلگران تاريخ ميگفتند: علي (عليهالسلام) حاضر به پذيرش خلافت نبود؛ زيرا اگر شركت ميكرد حتماً شورا به او رأي ميداد. هر چند كه علي (عليهالسلام) با علم غيب خود ميدانست كه شورا پذيراي او نيست، ليكن علم غيب معيار تكليف نيست.
ثانياً، علي (عليهالسلام) كه در ميان امّت محمّد (صلي الله عليه و آله و سلم) حريصترين فرد بر حفظ وحدت و الفت امّت اسلامي بود؛ "وليس رجل ـ فاعْلم ـ أحْرص علي جماعهٴ أُمّهٴ محمّدٍ صلّي الله عليه و آله و سلّم وأُلفتها منّى"[1] و براي پرهيز از تفرقه، بيشترين تلاش را داشت. كسي كه حاضر بود از حق شخصي خود بگذرد و خار در چشم و استخوان در گلو يك ربع قرن صبر را به ستوه آورد، چارهاي جز پذيرش فرمان خلافت و اطاعت از اوامر حكومت نداشت؛ زيرا از نظر آن امام همام، وجود خليفه، از رهبر نداشتن و پديد آمدن هرج و مرج بهتر است:
«وإنّه لابدّ للنّاس من أميرٍ بَرٍّ أو فاجرٍ يَعْمل فى إمْرتِهِ المؤمنُ ويستمتع فيها الكافرُ ويبلّغ اللهُ فيها الأجَلَ ويُجْمع به الفىءُ ويقاتل به العدوُّ وتأمنُ به السُّبُل ويؤخذ به للضعيف من القوىّ حتّي يَستريح بَرٌّ ويُستراحَ من فاجرٍ»؛ مردم، ناچار از داشتن امير هستند، خواه نيك باشد يا فاجر. [اين، براي آن است كه] در حكومت وي مؤمن به كار خود بپردازد، كافر بهرهمند گردد، خداوند اجل [افراد] را برساند [، نه اين كه بر اثر ناامني يك ديگر را بكشند]، فيء [و بيت المال] جمعآوري شود، با دشمن پيكار و راهها ايمن گردد. در پناه او حق ضعيف از قوي گرفته شود تا نيكو كردار در آسايش باشد و از شرّ تبهكار در امان باشند[2]. بنابر اين، شركت آن حضرت در شورا دليل مشروع دانستن آن و معيّن نبودن امام از طرف خداي سبحان نيست. چنان كه كنار كشيدن فرزند گرامي او، حضرت امام مجتبي (عليهالسلام) از حكومت و واگذار كردن آن به معاويه ـ براي حفظ اسلام از خطرهاي داخلي و خارجعتي ـ دليل مشروع دانستن طاغوت شام نيست.
ادب فناي مقربان ج1/354
اللهم عجل لولیک الفرج