مباحث كلامي(عصمت)
راه اثبات عصمت معصومين(عليهم السلام) چيست؟
جواب:
دلايلي بر لزوم عصمت امام اقامه شده كه عمدهترين آنها از اين قرار است:الف) انسان پيوسته در معرض خطا و گرفتار آن است. از اين رو بايد نمونه و الگويي مصون از خطا، نسيان و سهو به او ارائه شود تا مقتداي وي قرار گيرد. اين مقتدا همان امام است. اگر سهو، نسيان و خطا در آن الگو نيز راه داشته باشد و مصون و معصوم از هرگونه لغزشي نباشد، لازمهاش تسلسل يا الگو نداشتن است كه هيچ كدام قابل قبول نيست؛ زيرا الگو داشتن بـراي انسـانها ضروري است و تسلسل نيز باطل است.
ب) كتاب خدا، يعني قرآن به تنهايي نميتواند حافظ شريعت باشد؛ زيرا بسياري از احكام شرعي را به صورت كلي ذكر كرده كه نياز به تبيين، تفسير، تشريح و بيان جزئيات دارد. چنان كه سنّت پيغمبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) نيز به همين امور نيازمند است. از اين جهت بايد انسان معصومي متولي تبيين و تفسير دين باشد تا انحراف در دين پديد نيايد[1]. به تعبير ديگر: امام حافظ شريعت است اگر خطا و نسيان بر او نيز روا باشد، وثوقي به تعبديات و احكام تكليفي كه او بيان ميكند، نخواهد بود.
ج) اگر خطا، نسيان و عصيان براي امام روا باشد، نهي از منكر كردن او و مخالفت كردن با او در همان موارد بر امّت واجب است، در حالي كه خداي متعال در آيهٴ "أطيعوا الله وأطيعوا الرّسول وأُولي الأمر منكم"[2]
اطاعت اولي الامر را همانند اطاعت از خدا و رسول بدون قيد و شرط واجب كرده است و اگر مخالفت و نهي از منكر جايز نباشد، لازمهاش آن است كه امام غيرمعصوم با رفتار غير معصومانهٴ خود امر به معاصي و نهي از طاعات بكند و... مردم نيز از او اطاعت كنند!
د) هدف از نصب امام، اطاعت بيقيد و شرط امّت و تسليم محض بودن در برابر اوست؛ چون حجّت ويژهٴ الهي بر مردم است[3] و اساساً قوام امامت و امّت به همين تسليم محض بودن است. اگر امام جامعه، معصوم نباشد، امّت در برابر او تسليم محض نخواهند بود و غرض از نصب امام نقض خواهد شد[4].
هـ) امام از لحاظ عقل و معرفت در مرتبهٴ بالاتري از امّت خويش قرار دارد. از اين رو ثواب او بيشتر و عقاب وي شديدتر از ديگران است. پس اگر معصوم نباشد بايد در شرايطي وخيمتر از امّت قرار داشته باشد و اين، موجب نقض غرض و به هم ريختن اوضاع ميشود[5].
و)
قرآن كريم نيز عصمت را از شرايط امامت ميداند. زماني كه ابراهيم
(عليهالسلام) گفت: آيا از ذريهٴ من نيز كسي به امامت ميرسد؟؛ "قال ومن
ذرّيّتي" خداوند به او فرمود: عهد من به ستم پيشگان نميرسد؛ "قال لا ينال
عهدي الظّالمين"[6].
آنچه در اين آيه مانع امامت معرفي شده، ظلم است، نه فسق. كسي كه فسق فعلي
ندارد عادل است ليكن نميتوان گفت: "غير ظالم" است. غير ظالم به كسي گفته
ميشود كه در تمام عمر مرتكب خلاف نشود.
حاصل آنكه ضرورت عصمت را با دو بيان ميتوان تقرير كرد:اوّل: معرفت انساني درجاتي دارد كه آغاز آنها حسّ و تجربه، سپس رياضي، بعد از آن حكمت و كلام و فراتر از همهٴ اينها عرفان نظري است و سلطان همهٴ علوم و ملكهٴ همهٴ معارف، وحي الهي است. هر كدام از اين رشتههاي معرفتي، ميزان سنجش مخصوص به خود دارد كه در حقيقت خطكش آن علم است و به كمك آن صواب و خطاي آنها معلوم ميشود، مثل منطق براي فلسفه، اصول براي فقه، حكمت براي عرفان و.... ولي براي ارزيابي وحي ـ كه خود، عين ميزان است ـ هيچ ابزار سنجشي وجود ندارد، يعني نه با ميزان برهان عقلي و رياضي توزين ميشود و نه با آلات حسّي مورد آزمون قرار ميگيرد؛ زيرا احكام و حِكَم آن، غيبي و جزئي است و چنان كه ميدانيم احكام و حِكَم غيبي با آلات و ابزار حسي ادراك نميشود تا مورد سنجش قرار گيرد همانطور كه احكام و حِكَم جزئي با برهان عقلي و رياضي تحليل نميشود. لذا چارهاي جز معصوم بودن دريافت كنندهٴ وحي نيست.
دوم: اهمّيت هيچ علمي معادل احكام دين نيست؛ زيرا احكام طبّ هر چند مهم است ولي مرز اهتمام آن محدودهٴ حيات دنياست چنان كه ساير علوم اينگونهاند ولي منطقهٴ حكومت احكام دين، اعم از دنيا و آخرت است. لذا اشتباه در آن هرگز قابل اغماض نيست. صيانت از احكام دين ـ كه به وسيلهٴ وحي الهي ابلاغ ميگردد ـ جز به وسيلهٴ عصمت انسان كامل وحيياب نميتواند باشد و چون مهمترين وظيفهٴ خليفهٴ رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) تبيين، تعليم، تعليل، تبليغ، املا و اجراي وحي است. از اين جهت چارهاي جز عصمت خليفهٴ رسول گرامي (صلي الله عليه و آله و سلم) نيست.
ادب فناي مقربان، ج1، ص342
[1] . گاه نيز ممكن است اين انسان معصوم غايب باشد ولي در جاي خود اثبات شده كه در پس پردهٴ غيبت نيز نقش خود را ايفا ميكند، چنان كه آفتاب پشت ابر نور ميبخشد.
[2] . سورهٴ نساء، آيهٴ 59.
[3] . يكي از شيعيان امام صادق (عليهالسلام) به نام حمزة بن الطيار به آن حضرت گفت: اگر اناري را نصف كني و بگويي نصف آن حلال و نصف ديگر حرام است، بدون چون و چرا ميپذيرم (قاموس الرجال، ج4، ص31).
[4] . اين دليل با دليل قبل تفاوت ظريف و اندكي دارد.
[5] . كشف المراد، ص364، المسألة الثانية فى أنّ الإمام يجب أن يكون معصوماً.
[6] . سورهٴ بقره، آيهٴ 124.
اللهم عجل لولیک الفرج