آيا انبياء همه معصوم بوده اند؟


 

جواب:

 بله، اماميه بر اين عقيده هستند كه واجب است پيامبران از همهٴ‌ ‌ گناهان بزرگ و كوچك معصوم باشند؛ به چند دليل:

1. هدف از بعثت پيامبران، ايجاب مي‌كند كه آنان معصوم باشند؛ زيرا مردم اگر كذب و معصيت و دروغ را بر پيامبران روا بدارند، بايد در امر و نهي و كردار آنان نيز روا بدارند، در اين صورت، بر اوامر و نواهي آنان گردن نمي‌سپارند و زير بار نمي‌روند و اين خود، نقض غرض بعثت است.

2. پيامبر "واجب الإطاعة" است. پس، هرگاه روا باشد كه معصيتي انجام دهد، يا بايد مردم از او پيروي كنند يا نه؟ اگر پيروي نكنند، فايده بعثت از بين رفته است و اگر واجب باشد از او پيروي كنند، بايد معصيت انجام دهند. پس، هم پيروي واجب است و هم ضدّ آن.
3. هرگاه ممكن باشد پيامبران معصيتي مرتكب شوند، بر مردم واجب است كه نهي از منكر انجام دهند كه اين امر سبب آزار آنان مي‌شود
.[1]

"ملا علي قوشچي" در شرح خويش بر تجريد الإعتقاد، پس از ذكر سه وجه بالا، بر آن شش وجه ديگر افزوده و گفته است:

"اگر پيامبران معصوم نباشند و روا باشد كه از آنان گناهي صادر شود، لازم مي‌آيد كه:

1. شهادت پيامبر، مردود باشد؛ زيرا به مجرد صدور گناه، فاسق مي‌شود و شهادت فاسق، به دو دليل در اسلام مردود است؛ اجماع و آيهٴ‌ ‌ "...إن جاءكم فاسقٌ بنبأٍ فتبيّنوا...﴾[2]
2. اگر روا باشد كه پيامبري گناه كند، او مستحقّ عذاب و لعنت و سرزنش است و ـ نعوذ باللّه ـ مشمول اين آيات خواهد شد: "...ألا لعنةُ اللّه علي الظّالمين...﴾[3] و ﴿...لِمَ تقولونَ ما لا تفعلون﴾[4] و ﴿أتأمرون النّاس بالبرّ وتنسون أنفسكم...﴾[5] حال آن كه مي‌دانيم هيچ‌يك از اين‌ها در حقّ پيامبران روا نيست.

3. اگر پيامبر گنه‌كار باشد، نمي‌تواند به عهد و ميثاق نبوّت دست يازد؛ زيرا خداوند متعالي مي‌فرمايد: "...لاينال عهدي الظالمين﴾[6] پس او ظالم است و ظالم، به عهد نبوّت و امامت، نايل نخواهد آمد.

4.اگر ممكن باشد كه پيامبران معصيت كنند، از گروه "مُخلَصين" (به فتح لام) نيستند و شيطان را رسد كه آنان را گمراه كند و فريب دهد؛ چنان كه گفت: "لأُغوينّهم أجمعين * إلاّ عبادك منهم المُخلَصين﴾[7]و ردّ اين سخنان، اِجماعي است؛ يعني پيامبران هرگز گِرد معاصي نمي‌گردند؛ چنان‌كه قرآن كريم، شهادت به اخلاص ابراهيـم و يعقوب (عليهماالاسلام) داده و فرموده است: "إنّا أخلصناهم بخالصةٍ ذكري الدّار"[8]دربارهٴ‌ ‌ حضرت يوسف (عليه‌السلام) مي‌فرمايد: "إنّه من عبادنا المخلَصين"[9] پيامبران داراي صفت اخلاصند.

5. اگر معصيت آنان را ممكن بدانيم، لازم مي‌آيد كه از حزب و گروه شيطان و شيطانيان باشند؛ حال آن كه مي‌دانيم كه چنين چيزي نيست و شيطان كم‌تر از آن است كه در حريم پاك پيامبران نفوذ كند.

6. اگر روا باشد كه پيامبري گناه انجام دهد، از خيرات و خوبي‌ها عقب مانده و به آن‌ها شتاب نكرده است؛ حال آن كه خداوند مي‌فرمايد: "...فاستبقوا الخيرات...﴾[10] و نيز مي‌فرمايد: ﴿و سارعوا إلي مغفرة من ربّكم...﴾[11] و آنان را جزو برگزيدگان و خوبان به حساب مي‌آورد: ﴿وإنّهم عندنا لمن المصطفَيْن الأخيار﴾[12]

حاصل آن كه بر پايهٴ‌ ‌ تالي فاسدهاي فراواني كه به آن‌ها اشاره شد، واجب است كه پيامبران و پيشوايان دين (عليهم‌السلام) معصوم باشند.

وحي و نبوت در قرآن/232



[1] . كشف المراد، شرح تجريد الإعتقاد، ص 349، مقصد رابع، مسأله ثالثه.

[2] . سورهٴ‌ ‌ حجرات، آيهٴ‌ ‌ 6. اِجماعات اهل سنّت، از سقيفه برخاسته است كه در آن‌جا گفتند: "لن تجتمع الاُمّة علي خطأ" و به پندار خود، آن را دليلي مستقل در قبال سنّت به حساب مي‌آورند، برخلاف آنچه در مكتب اماميّه رايج است؛ زيرا اجماع نزد فرقه ناجيه به هر تقريبي كه تقرير شود ـ تحت عنوان سنّت معصوم (عليه‌السلام) حجت است و هرگز حجّتي در قبال حجت ديگر به نام سنّت نيست. به هر روي، به گفتهٴ‌ ‌ قوشچي، كسي كه شهادتش در امور ناچيز دنيا پذيرفته نشود و سخنش مسموع نباشد، چگونه شهادتش در امر قويم و مستحكم دين پذيرفته خواهد شد؟! چنين كسي به درد نبوّت نخواهد خورد.

[3] . سورهٴ‌ ‌ هود، آيهٴ‌ ‌ 18.  

[4] . سورهٴ‌ ‌ صف، آيهٴ‌ ‌ 2.

[5] . سورهٴ‌ ‌ بقره، آيهٴ‌ ‌ 44.

[6] . سورهٴ‌ ‌ بقره، آيهٴ‌ ‌ 124.

[7] . سورهٴ‌ ‌ حجر، آيات 39 ـ 40.

[8] . سورهٴ‌ ‌ ص، آيهٴ‌ ‌ 46.

[9] . سورهٴ‌ ‌ يوسف، آيهٴ‌ ‌ 24.

[10] . سورهٴ‌ ‌ بقره، آيهٴ‌ ‌ 148.

[11] . سورهٴ‌ ‌ آل‌عمران، آيهٴ‌ ‌ 133.

[12] . سورهٴ‌ ‌ ص، آيهٴ‌ ‌ 47؛ شرح تجريد قوشچي، مقصد رابع، مسألهٴ‌ ‌ ثالثه.