از فضايل معاويه يكى اين است كه كاتب وحى بوده است، چرا با او ناسازگارى مى كنيد؟

پاسخ
معاويه در سال هشتم هجرت پس از آن كه اسلام، بر اكثر نقاط شبه جزيره حاكم شد، با پدرش تحت فشار عمومى به ظاهر اسلام را پذيرفتند و فتح مكه در اواخر سال هشتم هجرت بوده و پس از آن، پيامبر دو سال و چند ماه زنده بوده است. بنابراين، اگر او بخواهد نويسنده وحى باشد بايد در آن دو سال و اندى باشد كه از مكه به مدينه هجرت كرده اند و پيامبر به او اعتماد كند تا وحى را بنويسد، ولى اميرمؤمنان على(عليه السلام) از آغاز بعثت تا پايان هجرت، كاتب وحى بوده، آيا مى توان اين دو كاتب را يكسان دانست؟
فرض كنيد او چند آيه را هم در كنار ديگر كاتبان نوشته باشد ولى آيا اين حسنه مى تواند مايه مغفرت آن گناهان بزرگ او باشد؟ بزرگترين گناه او اين است كه در مقابل خليفه برگزيده مردم  علاوه بر تنصيص خدا و رسول، مقاومت كرد و جنگى را به راه انداخت كه در آن هفتاد هزار مسلمان كشته شدند و مسأله دستگيرى قاتلان عثمان بهانه اى بود كه در مقابل على(عليه السلام) بايستد در حالى كه وظيفه او اين بود كه بيعت كند، آن گاه از على بخواهد كه قاتلان عثمان مجازات شوند.
يكى از گناهان بزرگ او اين است كه حكومت شورايى اسلام را به حكومت سلطنتى و موروثى تبديل كرد و لذا ساليان درازى، خاندان ابى سفيان و مروانيان بر تخت خلافت اسلامى تكيه كرده و حكمرانى نمودند و فساد و بى عدالتى، آن چنان جهان را فرا گرفت كه با يك خيزش عمومى، به سلطنت آل ابى سفيان ومروانيان خاتمه داده شد.
رشيد رضا در تفسير المنار مى نويسد: در آستانه(استانبول) يك نفر از انديشمندان آلمان به يكى از سران اسلامى گفت: ما بايد مجسمه معاويه را با طلا بريزيم و در ميدان برلين نصب كنيم، زيرا او حكومت شورايى اسلام را به شيوه سلطنتى تبديل كرد و از پيشروى مسلمانان به سوى غرب جلوگيرى نمود و اگر او نبود هم اكنون مسلمانان در قلب اروپا حكومت مى كردند. [253]
البته سخن درباره معاويه فراوان است به همين مقدار بسنده مى شود.

[253] . المنار، ج11، ص 26، تفسير سوره يونس.